تو به من خندیدي
و نمي دانستي به چه دلهره از باغجه ي همسایه
سیب را دزديدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب الوده به من كرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش كام تو تكرار كنان مي دهد ازارم
و من انديشه كنان
غرق این بندارم
كه جرا باغجه ي كوجك خانه ي ما سيب نداشت ![]()
![]()
![]()

داره باز هم عید میاد انگار همین دیروز بود که سال تحویل شد خیلی حال و هوای خاصی داره وقتی عید می شه بیشتر گذر زمان و سپری شدن سالها رو حس می کنم به فکر این سخن پر معنا از دکتر شریعتی می افتم که :لحظه ها را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم غافل از این که لحظه ها همان خوشبختی بودند البته به مناسبت همین عید به یاد یه شعر افتادم
بوی عیدی بوی , بوی توپ , بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهیدودی وسط سفره نو
بوی یاس جانماز ترمه ی مادر بزرگ
با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا خستگیمو در می کنم
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب
با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا خستگیمو در می کنم ....![]()
![]()
![]()
خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد![]()
رفتی و تنهام گذاشتی زیر این سقف کبود ![]()
برا من عزیز دل ، هیچ کس به غیر تو نبود![]()
وقتی که خواستی بری، گفتم نرو تنهام نزار
آخه من دوست دارم ، بدون تو دل نداره صبرو قرار ![]()
اگه می ری خوب برو ولی منم با خودت ببر![]()
بزار با هم بخونیم ترانه ناب سفر ![]()
آخه من بدون تو می میرم و زنده می شم ![]()
مثل گل تو یه کویر، می پوسم و تشنه می شم ![]()
اما رفتی و دیگه ، نگام نگاتو ندید ![]()
مرغ عشقم، یک دفعه از باغ خونم پر کشید ![]()
اشک سردم روی گونم شد روون مثل یه رود ![]()
دیگه روی گونه هام جا پچای اشک تو نبود
با تو آینه ی نگام ، گرم و پر از نور و چه مست![]()
رفتی و به خاطر این، آینه ی نگاهم شکست![]()
قصر دل از شیشه بود، زیر قدمهات خرد شد
ای فدای قدمات بشم ، بیا دل بی تو مرد ![]()
بیا بر گرد و دوباره دستمو بگیر تو دستات![]()
بیا و بدون هنوزم ، می میرم برای چشمات ![]()
اگه بر گردی واسه تو ، قصر شیشه ای می سازم
توی این دنیای خاکی ، عقل و دل به تو می بازم
پس بیا برگرد به خونه ، چون این عاشق دیوونه ![]()
تا نفس تو سینه داره ، واسه عشق تو می خونه
![]()
این ثانیه ها خیلی نامردند
گفته بودند برمی گردند
ولی بعد رفتنشان
بی جهت عقربه ها می گردند
اینه که تا کنکور وقت زیاذی نمونده و باید پر تلاش پر اراده با ایمان کامل به خدا پیش به سوی موفقیت قدم برداریم . پارسال که آخرای سال بود داشتیم با دبیر تاریخ مون که تاریخ رو به کام ما شیرین کرد خداحافظی می کردیم که یکی از بچه ها گفت خانم امیدوارم که پله های ترقی رو با هم طی بکشیم![]()
![]()
![]()

سلام ![]()
اندر دل بی وفا غم و ماتم باد آن را که وفا نیست ز عالم کم باد ![]()
دیدی که مرا هیچکس یاد نکرد جز غم که هزار آفرین بر غم باد ![]()
بی تو نمی مانم
از تو چه پنهان است
خواب تو را دیدم
از ترس بیداری با گریه خندیدم
از تو چه پنهان است
پروانه گریونه
امروز راهی شو فردا دیگه دیره
دلتنگ دلتنگم
بی تاب بی تابم
بیداره بیدارم
امشب نمی خوابم ![]()
![]()
![]()

تنها شدم .....![]()
آسمان بارانیست....![]()
چتری ندارمو کسی نیست که چتر من شود ![]()
چشمانم تر است ولی کسی نمیداند که من گریانم ![]()
در حالی که سیل من از سیل باران بیشتر است ![]()
آری زیباییش همین است ![]()
که زیر باران کسی اشکهایت را نمی بیند
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به دیدارم بیا هر شب ![]()
در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند
دلم تنگ است ![]()
بیا ای روشن ای روشنتر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سر پوش سیاهی ها
دلم تنگ است ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تورا من چشم در راهم ....
تو را من چشم در راهم شباهنگام
که می گیرد در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی
وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم
تو را من چشم در راهم
شباهنگام در آن دم که برجا دره ها چون مرده ماران خفتگان اند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم ....![]()
![]()

دلم تنهاس ماتم دارم امشب ولی سر شار از غم دارم امشب
غم آمد، غصه آمد ، ملاتم آمد خدارا این میان کم دارم امشب
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
می خواهم از این همیشه اضطراب برخیزم
این دل گرفتگی مداوم شاید
تاثیر سایه ی من است
که این سان
گستاخ و سنگوار بین خدا و دلم ایستاده ام
سجاده ام کجاست ؟
بودنم را هیچکس باور نداشت
هیچ کس کاری به کارش نداشت
بنویسید بعد مرگم روی سنگ
با خطو طی نرم و زیبا و قشنگ
او که خوابیده است در این گور سرد
بو دنش را هیچ کس باور نکرد
همه روز روزه بودن همه شب نماز خواندن
همه ساله حج نمودن ، سفر حجاز رفتن
ز مدینه تا به مکه سر و پا برهنه بودن
دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن
به مساجدمعابد همه اعتکاف کردن
ز بلاهی و مناهی همه اعتراض کردن
شب جمعه ها بخفتن به خدای رازگفتن
ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن
به خدا که هیچ کس را ثمر آن قدر نباشد
که به روی ناامیدی در بسته باز کردن
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
من گریه نخواهم کرد
من اشک نخواهم ریخت
من خسته نخواهم شد
افسرده نخوام شد
فریاد زنم فریاد: من عشق نمی خواهم ، معشوق نمی خواهم
می خندم و می رقصم
فریاد زنم ، فریاد این گونه خزانم را در عشق نهان کردم
من درد جدابودن ، بر گور عیان کردم
افسوس نخواهم خورد ، افسانه نمی بافم
بر شانه هربادی ، کاشانه نمی سازم
من زشت نمی گویم ، بر چهره ی معشوقم
او خوب و وفادار است ، من خسته و رنجورم
امروز چنان دیروز
افسوس نخواهم خورد
من یاد گرفتم عشق
بیگانه نمی داند
لیکن به دل شادم
سرمشق کنم امروز
دنیای خودم گرم است
من دوست نمی خواهم
تا به فراموشی بسپاری
آنچه راکه اندوهگینت می سازد ![]()
اما...
هرگز فراموش مکن
به یاد داشته باشی
آنچه را که شادمانت می سازد. ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی تا راهرو نباشی کی راهبر شوی
در مکتب حقایق پیش ادیب عشق هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی
دستاز مس وجود چو مردان ره بشوی تا کیمیای عشق بیابی وزرشوی
خواب وخورت ز مرتبه خویش دور کرد آنگه رسی بخویش که بی خواب و خور شوی
گر نور عشق حق به دل جان اوفتد با لله کز آفتاب فلک خوشتر شوی
یکدم غریق بحر خدا شو گمان مبر کز آب هفت بحر بیک موی تر شوی
از پای تا سرت همه نور خدا شود در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی
وجه خدا اگر شودت منظر نظر زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی
بنیاد هستی تو چو زیروزبر شود در دل مدار هیچ که زیروزبر شوی
گر در سرت هوای وصالست حافظا
باید که خاک در گه اهل هنر شوی

دیشب دلم گرفته بود مثل هوای بارونی
دلم هواتو کرده بود هوای شیرین زبونی
دلم می خواست گریه کنم بگم که سخته تنهایی
ای هم صدا ای آشنا بگو که پیشم می مونی
نمی دونم چه حالی و کجایی وچه می کنی
ولی صدات تو گوشمه می گی که اینجا می مونی
رفتم کنار پنجره گفتم شاید ببینمت
دیدم محاله دیدنت چون گل باید بچینمت
رو صندلی نشستم و یهو دیدم یه قاصدک اومد پیشم
خبر آورد ای آشنا یه رازی رو بهت بگم ؟
گفتم بگو آهی کشید اومد نشست رو شونه هام
یواشکی چشاشو بست تا نبینه اشک چشام
می گفت که تو یه راه دور یه راه دور و سوت و کور
مسافری نشسته بود مسافره غریب و دل شکسته بود
از تو همش شکوه می کرد با اشک گرم و دل سرد
می گفت که یادت نمی یاد ؟ اون روزای آخریه
چه قدر دلش می خواس که تو نگاش کنی صداش کنی
بهش بگی دوسش داری به شرطی تنهاش نذاری
تا اومدم بهش بگم برو بگو دوسش دارم پاش می شینم
دیدم که اون رفته بود و منم دارم خواب می بینم ![]()
![]()
![]()
![]()
اگر مايلم پيام عشق را بشنوم ، خود نيز بايستي آن را ارسال كنم
.هرگز امید را از کسی سلب نکن شاید این تنها چیزی باشه که دارد
.هر رفتنی رسیدنی نیست اما برای رسیدن راهی جز رفتن نیست
.هر وقت احساس کردي در اوج قدرتي به حباب فکر کن
.